دیگه شبیه خودش نیست، عوض شده، زودرنج شده، راحت میشکنه، دوست نداره وقتی برای چیزهای کوچیک و بی اهمیت ناراحت میشه بهش نگن اینکه ناراحتی نداره، بگن ... اصلا هیچی نگن فقط بذارن ناراحتیشو بکنه، بذارن اینقدر احساس نکنه هیچکس نمیفهمتش، بذارن ... فقط بذارن بگه ... بگه که دیگه نمونه تو دلش، نمونه تو گلوش بشه یه بغض گنده، بشه غم تو چشاش، بشه درد تو سینه اش ... بذارن.
نقطه سر خط.
برچسبها: Pain
برچسب:
نویسنده: باربد عباسیان