Nobody - تاریخ: 1401/10/29 ساعت: 15:18
خیلی زمان گذسته از اولین روزهایی که وبلاگ نویس شدم، اگر درست یادم باشه 13سالم بود که برای اولین بار وبلاگ ساختم و چندین بار در طی این سالها وبلاگم پرید تا رسید به این یکی... و الان من 27 سالمه! یعنی 14 سال... دست و پام میلرزه وقتی با خودم فکر مینم که طی این سالها چی به دست آوردم و چی از دست دادم... ...
Which one؟ - تاریخ: 1401/2/3 ساعت: 11:31
کدومش سختتره؟ اینکه همراهی نباشه؟ یا اینکه باشه و مال تو نباشه؟وقتی بعد مدتها کسی رو دیدم که بهم حس امنیت داد، خوشحال شدم که هنوز هستن مردهایی که بهم به چشم وسیله ای برای ارضای خودشون نگاه نمیکنن، ولی علاقه ای هم بهم نشون نداد و کلا اهمیتی نداشتم براش. هرکسی خواسته کنارم باشه فقط بهم صدمه زده و دنبا
Homeland - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 2:15
هیچکس هیچوقت کامل نمیره.هر کسی که تا الان رفته یه قسمتی از خودشو جا گذاشته، خانوادش، دوستانش، خاطراتش و xa0کودکیش رو. از الان به بعد به بعد هم همینه. میدونی توی فرودگاه اگه خوب بگردی اگه خوب ببینی، یه
Pain - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 2:15
اتفاق بد داریم تا اتفاق بد...یه موقع که حادثه ناگواری پیش میاد، سخته... درد داره... حالتو خراب میکنه... براش سوگواری میکنی ولی در نهایت یه جایی یه روزی توی ذهنت کمرنگ و کمرنگتر میشهیه وقتی همxa0 هست که
Question to ask - تاریخ: 1398/8/15 ساعت: 14:41
دلم میخواد یقه ی همه رو بگیرم ازشون بپرسم اگه نمیخواید منو تو زندگیتون بهم بگید، جای اینکه بهم بی محلی کنید، اذیتم کنید، آسیب بزنید و کلی حس بد بهم بدید. آدمها ممکنه یادشون بره چیا بهشون گفتید، ممکنه کارهای بدتون رو فراموش کنن اما اون حس مزخرفی که بهشون دادید رو هرگز فراموش نمیکنن.سه نقطه،xa0سر خط.
Time - تاریخ: 1398/8/15 ساعت: 14:41
میگن زمان دردها رو تسکین میده ولی زمان فقط یادت میده عادت کنی. به فشار اون دستهایی که دور گلوتن و به خاطر یه دنیا حرف نگفته به وجود اومدن عادت کنی. به دیدن چهره ی واقعی آدما، به حال بد، به نبودنها، به
Taer - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 17:20
بغض گلوش رو گرفته، اما نمیتونه یه دل سیر گریه کنه. میدونه گریه کردن با قوی بودن منافاتی نداره، ولی یه حس درونی مانعش میشه. گریه میکنه، اشک میریزه اما سریع خودشو جمع میکنه. شاید چون خسته شده از همیشه ن
Let's DIE - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 5:38
زودتر مردن من به نفع همه نیست؟ :)باید برنامه ریزی کرد...
Express Yourself - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 13:32
آخیششش راحت شدم تا حالا شده بعد از خوردنِ مایعاتِ زیاد، یا توی سرما وسطِ جاده در یک اتوبوس بین شهری گیر کرده باشید و مثانهتان از فشارِ پر شدن در حال ترکیدن باشد؟ دیدهاید آدم جانش به لبش میرسد؛ تمام
Me and My Broken Heart - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 13:32
از اولش تو این فازا نبودم که بخوام باهاش دوست بشم اما با بقیه فرق داشت، اونقدری فرق داشت که منی رو که حتی تو فکر رابطه داشتن نبودم به خودش علاقهمند کرد و دوست شدیم باهم. نه که عجولانه نه که غیرمنطقی،
I'm All Ears - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 13:32
وقتی کسی بعد از کلی جنگ درونی، قدم فراتر از تنهاییش میذاره و تصمیم میگیره حرف بزنه، میخواد فقط شنیده بشه، درک بشه. وقتی مینویسه میخواد حسش رو به اشتراک بذاره، تا شاید یکی یه گوشه ی همین دنیا بخونه و ت
Can't Take This Anymore - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 13:32
زور دستایی که گلوش رو فشار میدن داره روز به روز بیشتر میشه، و زور خودش برای محکم بودن کمتر. چه دردی بی درمان تر از ناامیدی هست آدمی را؟xa0بعضی وقتها توی کابوس هاش میخواد داد بزنه کمک اما هرچقدر تلاش میکنه دریغ از یه کلمه ... این روزها این حس رو توی بیداری داره! بیداری شده کابوس، خواب شده کابوس، همه ...
Disappointed - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 13:32
کاش به جای اون خانمی که بیاد گوشزد کنه "تو به این قشنگی موهای قشنگت از پشت شال اومده بیرون" یکی بود میومد میگفت میدونستی تو به این قشنگی با یه لبخند قشنگتر میشی؟ میدونستی اصلا تو قشنگی؟ یا یکی بود کهxa0
Unspoken - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 13:32
دارم خفه میشم از این همه حال بد، از اینکه توقع دارن ازم حرف بزنم اما تا بگم تا من واقعی رو نشون بدم، طرد میشم، قضاوت میشم، آدم بدی میشم و تا ابد برچسب بد بودنه رو پشونیم میمونه. چطوری میشه حرف زد و پن
Ghost - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 13:32
وقتی به لطمه خوردنت اهمیت ندن یعنی کلا براشون مهم نیستی و دوست ندارن. چون دوست داشتن همون اهمیت دادنه. همین که به خواسته هاش اهمیت بدی، به آروزهاش، به دلخوشی هاش، به عصبانیتش و ناراحتیش... خصوصا اگه خ
I'm All Ears - تاریخ: 1397/2/18 ساعت: 18:26
وقتی کسی بعد از کلی جنگ درونی، قدم فراتر از تنهاییش میذاره و ت&#15
Just An Ordinary Day - تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 21:16
صبح زود از خواب بیدار میشه، اما نه برای اینکه بره سرکار نه آخه هنوز شاغل نیست. آخرین باری که رفت دنبال کار، آقای مدیر بهش گفت حقوق شما چون خانم هستی کمتره و گفت باشه اشکال نداره. اما بعدش مدیر به رزومه اش نگاه نکرد فقط سر تا پاشو برانداز کرد و با یه لحن خاصی گفت خب شمااا از کی میتونی شروع به کار کنی...
Couple - تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 21:16
به هر طرف که نگاه میکرد دختر و پسری رو میدید که دست در دست هم داشتن قدم میزدن، یا کنار هم روی نیمکت نشسته بودن و بهم تکیه داده بودن، توی ویترین مغازه ها، روی جلد کتابها اسمهایی رو میدید که یاد اون شخصو براش زنده میکرد، روشو برگردوند و سرشو انداخت پایین، سعی کرد تا با چیزی یا کسی چشم تو چشم نشه اما ه...
Things I want - تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 21:16
حرف زدن از چیزایی که میخوام برام سخته، شاید چون اولین چیزی که میخوام اینه که خواسته هام بدون به زبون آوردن برآورده بشن، اما میدونم خواسته ی زیادیه چون آدما همیشه اونطوری که دلشون میخواد باهات رفتار میکنن و بهت محبت میکنن نه اون طوری که تو دلت میخواد باهات رفتار بشه! برای همین اهمیت نمیدن تا بفهمن تو...
Waiting - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 11:06
[unable to retrieve full-text content]غم عالم می افته رو قلبش وقتی میفهمه یکی نفر دیگه هم داره میره. پس کی نوبت خودش میشه؟...

برچسب‌های مرتبط

torn acl | triple a | toilet paper | toilet paper holder | toilet seat | toilet parts | toilet flange | toilet flapper | toiletry bag | toilet seat covers