وقتی کسی بعد از کلی جنگ درونی، قدم فراتر از تنهاییش میذاره و تصمیم میگیره حرف بزنه، میخواد فقط شنیده بشه، درک بشه. وقتی مینویسه میخواد حسش رو به اشتراک بذاره، تا شاید یکی یه گوشه ی همین دنیا بخونه و ته دلش گرم بشه که اون تنها کسی نیست که همچین احساساتی داره، حالا درست یا غلط. کسی که حرف میزنه یا مینویسه دنبال راه حل نیست، دنبال نصیحت نیست اگه بود میدونست کجا پیداش کنه. چیزی که پیدا کردنش سخته کسیه که بشنوه و بفهمه و پشیمونت نکنه از حرف زدن... کاری نکنه که بدتر مچاله شی تو تنهاییت و خودتو شماتت کنی که چرا نمیتونی با هیچکس حرف بزنی، چون آخرش همه ی تقصیرهارو میندازی گردن خودت و میگی حتما مشکل از منه؛ و رها شدن ازین حس سرزنش راحت نیست.
همین.
برچسب:
نویسنده: باربد عباسیان